ديگــــه اين اشـــــــكا مي ريــــــزند از چـــــــشا امــــــــا بـــاز خاليـــه لــــــب از ادعــــــــــــا
ديگـــــه ايـن تـــــــــرانه ها جـــــــون نـــــــدارنــد واســــــــــه تو غـــــم و ندامــــت مـــــيارند
ديـگه ايــــن فاصــــــله ها فاصــــــله نيــــــــست حســـــــرت يه روز و يــــه دقـــــيقه نيست
ديـــــگه قصــــه، غــــصه ي من و تـــو نيســـــت خنـــــده و شادي ديگــــه از عشق نيست
كاش مـــيشــد بشـــــي بهـــــــونه واســـــه دل يا كـــــه ناي خونــــــدن من ســـاده به دل
كاش ميشد اشكا نريزند ديگه از چشم و نــگام جون بگيرند ترانه ها، پر بشه لب از ادعام
كاش ميشد ترانه هام شادي بشند تو قلب تو عشق من، عشق تو و غصه من غصه تو
آسمان خاكستري است
و غروبي دلگير
و دو سايه در ابهام روشني خورشيد
و من تنها
اين نگاه هاست كه با هم تلاقي مي شوند
و اين دست هاست كه دست ها را مي گيرد
و اين قلب هاست كه مي تپد
و عشق مي رويد
سهم ما هيچ است
خنده بايد كرد
و تنها من و تنها تو
و من و تو تنها ميميريم
و لذت براي نگاه هاست
و لذت براي قلب هاست
و تنها ما همي آدم ها بدون عشق بدون لذت بدون هيچ ميميريم
سهم ما هيچ است هيچ ميميريم.
« در هر شرایطی در هر مملکتی در هر بی عدالتی و دز هر کشوری در کتابخانه ها و آزمایشگاه ها کار کنید تا روزی با سر بلند بتوانید فریاد برآورید: من هر کاری که توانسته ام برای کشورم انجام داده ام و برای مردمم مفید بوده ام»
بیاید آزاده باشیم و آزاده زندگی کنیم.اما کاری نکنیم که زندگیمون رو که حقمونه ازمون بگیرند.شاد زندگی کنیم و اجازه ندیم نا امیدمون کنند.
زنده باد زندگی![]()
من از عبور سیاه جاده ها لطیف می گذرم
و لطیف می خندم
دز صدایم خنده و شادیست
در نگاهم شوق و خوشحالیست
و من غرور ستاره را فراموش کرده ام
و پوست خسته ی ماه را فراموش کرده ام
و خستگی باد را از عبور در سیاهی شب به دست باد سپرده ام
تا دور کند از من
هر چه را از غم از ماتم
هر چه را از من تا من
و شاد می مانم و شاد می خوانم
و گوش می سپارم به روشنی مهتاب
و می نگرم به صدای شر شر آب
و دلم زندست
من از عبور سیاه جاده ها لطیف می گذرم
و رقص برگ های درختان صدر و خرما را
و صدای آواز شر شر آب را
و زیبایی و غرور مهتاب را
من لطیف می بینم
من از عبور سیاه جاده ها سپید می گذرم .
زنده باد زندگی